نهی از سبک شمردن نماز
وقتی که مصلی نمازش را تند میخواند؛ توجه به خدا و قصد لِلّه و فی الله و به آن حضور قلب توجهی ندارد اقامه را میاندازد؛ آن یکی را می اندازد و جلسه استراحت که مستحب است. و تسبیحات اربعه و سلام هم یکی [می خواند] و تمام.
و اینجاست ک خداوند میفرماید – البته نه در مقام استفهام بلکه گلایهگونه است در واقع-: آخر این عبدی که همه چیزش نزد من است [به کجا می رود]. «إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ» تمام چیزها منبعش پیش ماست.
وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُوم، منتهیالامر به قدری که تو لیاقت داری و ظرفت سعه دارد، در ظرف تو می ریزند. به قدری که کار کردهای.
.
دریافت صوت
[از امام صادق (ع):] إِذَا قَامَ الْعَبْدُ فِي الصَّلَاةِ فَخَفَّفَ صَلَاتَهُ
وقتی بنده ای نمازش را سبک خواند،
قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِمَلَائِكَتِهِ أَ مَا تَرَوْنَ إِلَى عَبْدِي
خدای متعال به ملائکه میگوید بنده ام را نگاه کنید. كَأَنَّهُ يَرَى أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِيَدِ غَيْرِي [گمان میـکند قضای حوائجش به دست دیگری است.]
من مشتری را میفرستم. من به دل او می اندازم که بیاید. رفقا قدری توحید عملی پیدا کنیم.
أَ مَا يَعْلَمُ أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِيَدِي؛ آیا نمیداند قضای حوائجش به دست من است.
.

دیدگاهی ثبت نشده!!!