: صوت
معمولا ما گرفتار نفس خودمان هستیم

معمولا ما گرفتار نفس خودمان هستیم

 

دریافت صوت

گزیده متنی بخشی از محتوای این درس اخلاق:

نوعاً ما گرفتار نفس خودمان هستیم. همین نفس است كه ما را پای‌بند پول می‌كند، پای‌بند مقام می‌كند، پای‌بند اطوار دنیوی می‌كند.

خطبه‌ا‌ی از نهج البلاغه در سیرالی‌الله

گمان نمی‌كنم در نهج‌البلاغه خطبه‌ای بالاتر از این خطبه در سیر الی الله ایراد شده باشد که حضرت فرمود: «و قد قلتم ربنا الله فاستقیموا علی کتابه و علی منهاج امره و علی الطریقة الصالحة من عبادته».  حال كه گفتید: پروردگار ما خداست؛ باید استقامت كنید.

کار یک روز و دو روز نیست، باید دائم با نفس بجنگی.

نبی‌اکرم(ص) هم فرمودندکه آیه‌ی﴿ فاستقم کما امرت﴾  مرا پیر کرد. باید در امتثال فرامین پروردگار استقامت بکنی.

اگر شما با نفستان مبارزه نكنید، او به جنگ شما خواهد آمد و شما را به پستی و منافیات عفت و اخلاق دعوت خواهد کرد.

تشویق عقل و نفس به تحصیل علم، با انگیزه‌های متفاوت

تنها موردی که عقل و نفس با یکدیگر توافق دارند، تحصیل علم است. هم عقل و هم نفس هر دو ما را به تحصیل علم تشویق می‌کنند؛ ولی انگیزه‌ی هر یک با دیگری فرق دارد. نفس می‌گوید: تحصیل کن، تا آقا بشوی، رئیس بشوی! ولی عقل می‌گوید: تحصیل کن، برای فهمیدن راه پروردگار.

رسول اكرم(ص) فرمود: «لا یستقیم ایمان عبد حتی یستقیم قلبه».  باید قلب مستقیم بایستد. اگر قلب سالم باشد؛ اعضا و جوارح سالم است. اگر عقل گوش بدهد؛ تمام قوی گوش می‌دهند. «النفس فی وحدته كل القوی».  اگر قلب درک کند؛ پا هم درک می‌کند، سایر قوی هم درک می‌کنند. همین اعضاء و جوارح‌اند که در روز قیامت شهادت می‌دهند.

اعضای من‌كه غیرگنه نیست كارشان     ای وای اگر شوند به محشر گواه من

همین‌ها گواه شما می‌شوند، دست می‌گوید: صاحب من زن نامحرم را مسح‌كرد. زبان می‌گوید: غیبت كرد. گوش می‌گوید: غیبت شنید. پا می‌گوید: مرا به مجالس نامشروع برد. همه‌ی اعضاء بر علیه تو شهادت می‌دهند، حتی زمین هم شهادت می‌دهد.

اگر زبان برای خدا سخن بگوید؛ خیلی مشکلات حل خواهد شد

حضرت در ادامه فرمودند: « ولایستقیم قلبه حتی یستقیم لسانهصبح كه می‌شود تمام اعضا و جوارح دست به دامن زبان می‌شوند و خطاب به او می‌گویند: اگر تو یك‌قدری از سخن‌گفتن خودداری كنی؛ ما مشکلی نخواهیم داشت!

خدا شاهد است که از ابتدای هیجده سالگی استاد من مرا ملزم كرد به اینكه کم صحبت بکنم. «الصمت باب من ابواب الحكمة».  خاموش بودن دری از درهای حکمت است. در مباحث اخلاق اولین مسئله‌ای ‌که بنده یاد گرفتم، باب غیبت بود، زیرا دیدم اگر این باب را یاد نگیرم؛ نمی‌توانم صحبت بکنم. هر چه حرف بزنم، استاد خواهد گفت که غیبت است.

هرکه زیاد حرف بزند؛ زیاد اشتباه می‌کند. «من كثر كلامه كثر خطائه».

مگر کسی که مجتهد باشد، باسواد باشد. آخر تو چه می‌دانی سود و زیانت در چیست.

تو كه سود و زیان خود ندانی          به وصلش كی رسی هیهات هیهات

نبی‌اکرم(ص) در ادامه فرمودند: «ولا یستقیم لسانه حتی یستقیم عمله». یعنی وقتی عمل انسان بد شد، زبان، آن عفت اولیه‌ی خودش را از دست می‌دهد. غیبت می‌كند، تهمت می‌زند و..

در مجالس مراقب باشید و از پروردگار یاری بگیرید

بنده در یک مجلسی شرکت کرده بودم. دیدم همه ساکت نشسته‌اند، اما کم‌کم می‌خواهند دو به دو با هم مشغول صحبت بشوند. بنده گفتم: حال که شما ساکت هستید، بنده یک روایت برای شما می‌خوانم. اما شما نمی‌توانید مجلس را تحت کنترل خودتان بگیرید، از پروردگار یاری بخواهید. از صاحب شرع – که رسول اکرم(ص) است- استمداد بجویید که فرمود: «رحم الله من اعانی علی شهری».  یعنی خدا رحمت کند آن کسی را که با تقوی مرا یاری کند. اگر پیغمبر(ص) را یاری کردید؛ رحمت خدا نازل می‌شود و شما را نجات می‌دهد.

گمان نمی‌کنم هیچکدام از شماها در دفاع از مؤمن به اندازه‌ی بنده جدیت داشته باشید. در یک مجلسی شرکت کرده بودم. یکی از حضار شروع کرد به غیبت کردن یک مؤمن. هر چه او گفت، بنده رد کردم. اما باز هم به غیبت‌کردن ادامه داد.

بنده‌گفتم: حضرت می‌فرماید: «کذّب سمعک و بصرک عن اخیک».  درباره‌ی برادر مؤمن خود هر آنچه گوشت شنید و چشمت دید، تکذیب کن!  هر چه شنیدی و دیدی، بگو من اشتباه شنیده‌ام و دیده‌ام!

(اینقدر مؤمن احترام دارد) متأسفانه در آن مجلس یک اهل علمی هم بود که حرف آن شخص را تأیید می‌کرد!

در همین ایام عید، بنده را به یک مجلسی دعوت کردند و بنده هم به تله افتادم! (اقوام دعوت می‌کنند، من هم برای صله‌ی ارحام اجابت می‌کنم) یك كسی شروع كرد به صحبت كردن وگفت: من ‌می‌خواهم صحبت بكنم. بنده به صحبت‌های او گوش کردم؛ اما همین‌که دیدم می‌خواهد نسبت به مؤمنین اهانتی بكند، با كمال نزاكت و ادب به او گفتم: آقاجان! بار ما سنگین است، سنگین‌تر نکن! باز دوباره دیدم شروع کرد گفتم: آقا! برحذر باش که در کلام و رفتار دیگران واقع نشوی! دیدم توجهی نمی‌کند. گفتم: شما از حلم بنده سوء استفاده می‌کنید. بنده هم به صاحب‌خانه گفتم که اگر می‌خواهید که بنده در خدمت شما باشم؛ باید این آقا ساکت باشد. صاحب‌خانه هم آمد و به او تذکر داد. اگر نمی‌توانید مجلس را تحت کنترل خود بگیرید؛ باید یک چنین صحنه‌هایی به وجود بیاورید.

ویدئوهای اخلاقی بیشتر در آپارات ندای تهذیب
درس های اخلاقی سایت معاونت تهذیب حوزه
مشاهده موارد بیشتر از فیلم های کامل دروس اخلاق

به معمولا ما گرفتار نفس خودمان هستیم امتیاز دهید.
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره
Loading...