رسالت و هویت طلبه در عصر حاضر؛ چشماندازی برای مدیران و اساتید
اعوذ بالله من الشیطان الرجیمبسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله الذی هدانا لهذا وما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا و حبیب قلوبنا ابیالقاسم المصطفی محمد و علی آله الهداة المهدیین و لا سیما مولانا بقیة الله الاعظم ارواحنا لتراب مقدمه الفداء.
حضار گرامی، مدیران و اساتید ارجمند حوزههای علمیه،سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
در آغاز، حضور شما عزیزان را در این محفل نورانی گرامی میدارم و از نقش بیبدیل و کلیدی شما در تربیت نسل آینده عالمان دین و سربازان حضرت ولی عصر (عج) صمیمانه تقدیر و تشکر میکنم. شما معماران آینده فکری و معنوی جهان اسلام هستید و هر تلاشی که در این مسیر مقدس صورت میگیرد، صدقه جاریهای با اجر بیپایان خواهد بود.
هدف از این گفتار، بازخوانی رسالت و هویت طلبه در دنیای پیچیده و پرآشوب معاصر است؛ تلاشی برای ترسیم نقشه راهی که ما را در پرورش طلابی توانمند، بصیر و پاسخگو به نیازهای امروز و فردای امت اسلامی یاری رساند. محور و منشور اصلی این بحث را آیه شریفه و نورانی قرآن کریم قرار میدهیم که میفرماید:
قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا(بگو: «شما را تنها به یک چیز اندرز میدهم، و آن اینکه: دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید، سپس بیندیشید!»)
این آیه، یک منشور کامل تربیتی و یک موعظه یگانه الهی است که میتواند نقشه راه ما در مدیریت و راهبری حوزههای علمیه باشد.
——————————————————————————–
۱. اصل بنیادین تربیت: تحلیل موعظه یگانه الهی
خداوند متعال در این آیه شریفه، راه سعادت بشر را در یک موعظه منحصر به فرد خلاصه میکند. تأکید بر کلمات «إِنَّمَا» (فقط) و «بِوَاحِدَةٍ» (به یک چیز) نشان میدهد که اگر این یک اصل بنیادین محقق شود، تمام درهای نور و هدایت به روی انسان گشوده خواهد شد. این آیه، کلید گشاینده تمام معارف دین و راهنمای انسان به سوی کمال است.
اهمیت راهبردی این آیه زمانی آشکارتر میشود که به یاد آوریم حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) در سال ۱۳۲۶، یعنی حدود پانزده سال پیش از آغاز نهضت بزرگ اسلامی، یادداشت تاریخی خود را با همین آیه آغاز کردند. این یادداشت در کتابخانه وزیری یزد و در عصری نوشته شد که پس از رفتن رضاخان، فضای مبارزه با دین، ارزشهای الهی و هویت اسلامی بر کشور حاکم بود. اینکه امام در آن شرایط تاریک، هسته مرکزی اندیشه خود برای یک تحول عظیم را در همین موعظه یگانه قرار دادند، عمق راهبردی آن را برای حوزههای علمیه امروز ما بیش از پیش نمایان میسازد. این موعظه جامع، بر چهار رکن استوار است که اساس هویت یک طلبه را تشکیل میدهد:
۱.۱. رکن اول: «أَنْ تَقُومُوا» – راز قیام و پویایی
اولین فرمان در این موعظه، «قیام» است. راز پیشرفت انسان، جوشش، خروش، تلاش و خروج از سستی، آسایشطلبی و تنبلی است. طلبهای که قدم در این مسیر میگذارد، باید بداند که وارد یک اردوگاه نظامی در شرایط جنگی شده است؛ جایی که آمادهباش دائمی، بیداری و هوشیاری، شرط اول موفقیت است. خواب و چرت و سستی در این مسیر معنا ندارد. وظیفه ما به عنوان مدیران و اساتید، ایجاد فضایی است که این روحیه قیام و پویایی را در طلاب زنده نگه دارد و آنان را برای یک مجاهدت علمی و معنوی بلندمدت آماده سازد.
۱.۲. رکن دوم: «لِلَّهِ» – جوهر اخلاص و خودسازی
قیام و تلاش علمی، بدون روح و جهت، به مقصد نمیرسد. قید «لِلَّهِ» به تمام این حرکتها معنا و اصالت میبخشد. قیام برای خدا یعنی اخلاص؛ و اخلاص یعنی «مدیریت عالم درون» و غلبه بر هواهای نفسانی. این همان جنگ درونی عظیمی است که هر لحظه در وجود ما برپاست.
در این زمینه، داستان ملاقات مرحوم آیتالله سید علی قاضی طباطبایی با علامه طباطبایی جوان در نجف، یک درسنامه کامل است. مرحوم قاضی به علامه جوان که تازه برای تحصیل به نجف آمده بود، تنها یک جمله فرمودند که تا پایان عمر، چراغ راه ایشان بود: «آقا سید محمدحسین! همانگونه که برای رشد علمی خود برنامهریزی داری، به همان اندازه برای رشد معنوی و اخلاقی خود نیز برنامه داشته باش.» این پیام کلیدی، لزوم برنامهریزی برای رشد معنوی به موازات رشد علمی را به ما گوشزد میکند. برای شناخت این «جنگ درون»، مطالعه خطبه «قاصعه» نهجالبلاغه، که امیرالمؤمنین (ع) در آن کارزار میان جنود رحمان و شیطان را به زیبایی تصویر کردهاند، یک ضرورت است.
۱.۳. رکن سوم: «مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ» – استقامت در جمع و تنهایی
این عبارت، طلبه را به پایداری در برابر امواج باطل بیرونی، علاوه بر غلبه بر هوای نفس درونی، فرا میخواند. هویت حوزوی باید به گونهای شکل بگیرد که طلبه قدرت ایستادگی بر حق را داشته باشد، حتی اگر تنها بماند. او نباید تسلیم امواج باطل و قدرتهای حاکم بر جامعه شود.
الگوی کامل «فرادای فرادا» (تنهایِ تنها) در ایستادگی بر حق، وجود مقدس حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است. ایشان در آن تاریکی مطلق پس از رحلت پیامبر (ص) که روایات میفرمایند: «ارْتَدَّ النَّاسُ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ إِلَّا ثَلَاثَةً أَوْ أَرْبَعَةً»، به تنهایی در برابر سیل ویرانگر انحراف ایستادگی کردند. ندای فاطمه (س) تنها ندایی بود که در دفاع از آرمانهای الهی و ارزشهای ولایی برخاست. این شخصیت، یک الگوی هویتبخش برای هر حوزوی است. این روحیه استقامت، در تاریخ معاصر حوزه نیز متجلی است. رهبر معظم انقلاب نقل میفرمودند که در آن شب تاریک و خاموش که رژیم ستمشاهی همه را سرکوب و ساکت کرده بود، در جمع چند طلبهای که دیگر امیدی برای آینده نبود، فرمودند: «آنها میروند و شما میمانید. چون این راه حقه.» این همان باوری است که حوزه را در برابر تمام امواج مستکبران عالم استوار نگه میدارد.
۱.۴. رکن چهارم: «ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا» – تفکر آزاد از اسارت
تفکر و اندیشهورزی، میوه و محصول نهایی این فرآیند تربیتی است. اما تفکر حقیقی، تنها زمانی به نتیجه میرسد که عقل از سه اسارت بزرگ آزاد باشد: اسارت هوای نفس، اسارت شیطان، و اسارت امواج باطل و استکبار جهانی. عقلی که اسیر شهوات درونی یا فشارهای بیرونی باشد، راه به جایی نمیبرد. محصول نهایی این چهار رکن، عالمی است که دارای «فکر استوار»، قدرت تحلیل مستقل و بصیرت نافذ است.
این چهار رکن، شالوده و اساس هویتی است که باید در ابعاد عینی شخصیت طلبه تجلی یابد.
——————————————————————————–
۲. اضلاع سهگانه هویت حوزوی: از قوه به فعل
اصول چهارگانه درونی (قیام، اخلاص، استقامت و تفکر) باید در سه بعد عینی و ملموس در هویت یک طلبه تجلی یابد. این سه ضلع، شاخصهای اصلی موفقیت برنامههای مدیریتی و آموزشی ما در حوزههای علمیه هستند:
1. ضلع اول: علم و معرفت؛اساس و بنیان حوزه، دانش است. طلبه باید از همان روز اول، ترقی علمی، عمق در یادگیری و مجاهدت در مسیر کسب معرفت را سرلوحه کار خود قرار دهد. هیچچیز نباید جایگزین این اصل بنیادین شود.
2. ضلع دوم: تهذیب و معنویت؛علم بهتنهایی کافی نیست. بدون رشد روحی، خودسازی و شکوفایی معنوی، هویت حوزوی هرگز کامل نخواهد شد. علم بدون تهذیب، میتواند حجاب اکبر و ابزاری خطرناک باشد.
3. ضلع سوم: حس رسالت و وظیفهشناسی؛این ضلع، همان حس اجتماعی، دغدغهمندی برای دستگیری از دیگران و احساس مسئولیت برای ادای رسالت الهی در جامعه و جهان است. طلبه باید خود را سربازی بداند که برای هدایت و نجات بشریت تربیت میشود.
وظیفه نظام مدیریتی حوزه، ایجاد توازن و رشد هماهنگ این سه ضلع در شخصیت طلاب است و این مهم، نیازمند اتخاذ راهبردهای مشخص و هوشمندانه است.
——————————————————————————–
۳. الزامات راهبردی در مدیریت تربیتی حوزه
حال که اضلاع سهگانه هویت طلبه یعنی علم، تهذیب و رسالت را شناختیم، سوال اساسی این است که ما به عنوان مدیران و اساتید، چگونه باید این هویت را در عمل محقق سازیم؟ پاسخ در گرو تمرکز بر چند راهبرد کلیدی و زیربنایی است که باید در صدر اولویتهای ما قرار گیرند:
1. استحکام پایهریزی در سالهای نخست:حیاتیترین مقطع طلبگی، سال اول است. یک «آغاز محکم» و یک «پایه استوار» میتواند آینده طلبه را تضمین کند. اگر این پایه سست باشد، آینده چندان روشن نخواهد بود. از شما مدیران محترم تقاضا دارم که بیشترین توجه، بهترین اساتید و کاملترین امکانات را بر این دوره سرنوشتساز متمرکز کنید.
2. عمقبخشی به ابزارهای معرفت:تسلط بر ادبیات عرب و فارسی، کلید فهم عمیق دین است. هیچ بهانهای نباید موجب غفلت از این علوم پایه شود. به یاد داشته باشیم که شهید مطهری میفرمودند بیش از بیست بار گلستان و بوستان سعدی را خواندهاند. همچنین، باید فرهنگ «انس دائمی با قرآن و نهجالبلاغه» را در میان طلاب نهادینه کنیم. این دو کتاب آسمانی، دو پایه اصلی رشد علمی و روحی طلبه هستند.
3. ترویج فرهنگ خود مدیریتی و استقلال:
طلاب نباید موفقیت خود را به برنامهها، مدیران یا متون درسی گره بزنند. وظیفه ما تربیت طلابی با «عزم و اراده شخصی» است که خود، مدیر و مهندس مسیر پیشرفت خویش باشند. بنده بارها به طلاب عزیز عرض کردهام؛ ما وقتی در سالهای ۴۹-۵۰ وارد حوزه شدیم، هیچ یک از این امکانات وجود نداشت و بسیاری از درسها را در سرما و گرما و بدون امکانات میخواندیم. آنچه مهم است، عشق، اراده و مدیریت بر خود شماست.
4. پاسداشت شرافت مسیر طلبگی:باید عظمت و برتری این راه را همواره به طلاب یادآوری کنیم. حدیث شریف «إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَيْرًا فَقَّهَهُ فِي الدِّينِ» نشان میدهد که خداوند خیر مطلق را برای کسی اراده میکند که او را در مسیر فهم دین قرار میدهد. این خیر الهی، تنها به فرد محدود نمیشود؛ اگر خداوند برای یک خانواده اراده خیر کند، از میان آنها فقیهی برمیانگیزد و اگر برای یک جامعه خیر بخواهد، در میان آن جامعه، بزرگان دین را مبعوث میکند. القای این باور به طلاب، آنها را در برابر وسوسهها، مشکلات و تزلزلها مقاوم و استوار میسازد. آنها باید بدانند که در شریفترین مسیر عالم گام نهادهاند.
اجرای این راهبردها، حوزههای ما را برای پاسخگویی به نیازهای عظیم و بیحد و حصر عصر حاضر آماده خواهد کرد.
——————————————————————————–
۴. نتیجهگیری: چشمانداز آینده و رسالت بزرگ
سروران گرامی،هر گاه به یاد میآورم، از حجم نیازهایی که این عالم دارد و کمبودهایی که ما داریم، بر خود میلرزم. نیازهای دوران شکوهمند انقلاب اسلامی و تشنگان حقیقت در سراسر جهان به قدری عظیم است که به تعبیر دقیق، «صد برابر» این تعداد طلبه نیز برای پاسخگویی به آنها کافی نیست. وقتی انسان به این نیازهای بیحد و حصر مینگرد، حقیقتاً بر خود میلرزد.
در چنین شرایطی، نقش شما مدیران و اساتید، از یک جایگاه اداری فراتر میرود. شما فرماندهان و مربیانِ سرداران و سربازان فداکار امام عصر (عج) هستید. شما کسانی هستید که آینده اسلام، ایران و جهان را امروز در کلاسهای درس خود رقم میزنید.
بیایید ورود هر طلبه جدید را یک «عهد الهی» و یک «پیمان با امام عصر» تلقی کنیم و تمام همت خود را برای یاری آنها در جهت استواری بر این پیمان مقدس به کار گیریم.
از خداوند متعال برای همه شما عزیزان، آرزوی توفیق روزافزون و آیندهای پرشکوه و پردرخشش برای حوزههای علمیه و طلاب گرانقدر مسئلت دارم.
و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین.اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
دیدگاهی ثبت نشده!!!