: متن کوتاه
جوان پاکدامن در مکه‌ی آلوده

جوان پاکدامن در مکه‌ی آلوده

جوان پاکدامن در مکه‌ی آلوده

مکه در سال های قبل از بعثت، شهری پر از هیاهو و غوغای مردم بود، بازارها پر از دروغ، شایعه و معامله‌های ناپاک بود. کوچه‌ها، صدای پای بت‌پرستان و آدم‌هایی که در میگساری و فساد غوطه‌ور بودند را به گوش می‌رساند. هر گوشه‌ای از شهر، نشانه‌ای از انحراف و ناپاکی داشت؛ از بت‌های سنگی گرفته تا مراسم خرافی و جمع‌های آلوده به گناه.

اما در میان این محیط آلوده، نوجوانی زندگی می‌کرد که آلوده چنین گناهانی نبود. نوجوانی به نام جعفر که پدرش ابوطالب بود.

او چشم به دنیا و زرق و برقش ندوخته بود و دلی پاک داشت. هیچ‌گاه شراب ننوشید، حتی وقتی اطرافیانش این کار را امری عادی می‌دانستند. دروغ نمیگفت، به روابط نامشروع آلوده نشده بود و بت‌ها را نمی‌پرستید.

چهار خصلت برجسته‌اش – پرهیز از شراب، راستگویی، پاکدامنی و ایمان به خدا – باعث شده بود که در میان این غوغا، چهره‌ای نورانی و متفاوت باشد، و همین ها باعث شد او تبدیل به دومین مردی شود که بعد از برادرش علی به پیامبر اسلام ایمان آورد.[i]

منبع:

[i] بحارالانوار، ج 22، ص 272

جوان پاکدامن در مکه‌ی آلوده

به جوان پاکدامن در مکه‌ی آلوده امتیاز دهید.
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره
Loading...