اساس همه ی دعوت انبیاء توحید بوده است. این حقیقت که اگر خدا چیزی را نخواهد نمی شود و انسانها را متوجه کند که جز خدا مقصر و فاعل و اراده کننده چیزی نیست. هر چه هست خواست و مشیت اوست و این یک حقیقت است.
توفیق عبودیت و افتادن در این مسیر هم به دست و مشیت خداست که حقیقت ساده ای هم نیست بلکه اساس همه ی حقیقت هاست. خب حال ما باید چه کنیم؟ باید در این راه با فقر کامل و با توجه به این حقیقت که اگر خدا نخواهد نخواهد شد و اگر او بخواهد خواهد شد، از خدا بخواهیم که ما را موفق بدارد.
پس ایجاب می کند که دعای همراه با فقر و مسکنت داشته باشیم که در این صورت همه ی آن مشکلاتی که در مقام عبودیت داریم و از خود ما نشآت می گیرد، اگر او بخواهد همه اش درست خواهد شد و اگر او نخواهد ما آسمان را به زمین آوریم و زمین را به آسمان و خودمان را هم بکشیم، نخواهد شد. این را باید باور کنیم.
حقیقت دیگر اینکه، انسان مرهون سعی و کوشش خود است و سرنوشت انسان و آنچه مربوط به حیات ابدی و آخرت انسان است، بستگی به سعی و مجاهدت انسان دارد. پس یک اساس کلی داریم که همان توحید است و یک اساس و حقیقت دیگر که مجاهدت انسان در این راه است.
پس هرکسی بخواهد در عبودیت به جایی برسد باید خودش سعی کند. سعی صادقانه و مخلصانه. کسی که اینجور باشد خدا به قلب او نظر می کند.
دیدگاهی ثبت نشده!!!